و مثل ورزش

خرید بک لینک
و مثل وقت و ورزش توانایی با دانش

وَجه : روی ، چهره

وُحوش : جمع وحش ، حیواتات وحشی

وَرَثه : جمع وارث ، ارث برنده ها

وَرزَندگی : نیرومندی ، ورزشکاری

وقوع : واقع شدن ، اتفاق افتادن

وقوف : دانستن ، آگاهی

ولا : محبّت و دوستی ، ولایت

ولایت : شهرستان ، منطقه

وَلَع : حرص ، علاقه ی شدید به چیزی


موضوعات مرتبط: واژه نامه ی فارسی ششم دبستان فناوری آموزشی - تدریس برتر...

ما را در سایت فناوری آموزشی - تدریس برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 5:56

صفحه بندی